شب نگاشت ها
شنبه، آذر ۲۵، ۱۴۰۲
›
با زیتونهای فلسطینی
›
با زیتونهای فلسطینی احمد جواهریان این لکهٔ سیاهی که در همه جا گسترده مرگ توست، یا شتک خونی که بر پنجره پاشیده؟ بگذار با تانکها بر سر ...
سهشنبه، آذر ۰۷، ۱۴۰۲
›
هایکوارهٔ ۱۵
›
شبنم چشمانت بر شیشه و نگاه پشت پنجرهات محوِ باغچهٔ نیمروز: باران پاییزی هر دم شتاب بیشتری می گیرد.
چهارشنبه، مهر ۱۹، ۱۴۰۲
›
پاییزی
›
غرق در خاطراتِ رنگین خویش، بر حصیرِ لرزانِ نهر می نشینند و پردهٔ آخرِ کار را به آب و مسیرِ ناهموارش می سپارند: برگهای پاییزی.
شنبه، مهر ۱۵، ۱۴۰۲
›
یاد
›
یاد دوستی کردیم… گفتم : «در دوران جوانی از نزدیکترین دوستانم بود. از سالها پیش او را می شناسم.» همصحبتم گفت: «پس به احتمال، سالهای ب...
پنجشنبه، مهر ۱۳، ۱۴۰۲
›
امید
›
زمان با هوشمندیِ نابی از رویاها خاطره می سازد؛ پایی در گذشته و پر و بالی هم در آینده داریم، با افق انتظاری که هر دم، دور و دورتر می شود...
سهشنبه، مهر ۱۱، ۱۴۰۲
›
شقایقها
›
قرص تمام عیارِ ماه آن بالا و دشتی پُر از مینا های سفید در اطراف. در پیدا و پنهانِ پُر پیچ و خمِ باد، برای لحظهای هم که شده، اینجا و آنجا،...
یکشنبه، مهر ۰۹، ۱۴۰۲
›
امید
›
ستاره های فرو افتاده را در اشک می شویم و در ابریشم یادها می پیچم. ندایی می گوید: در دفتر ایام بگذار، برای روز مبادا! به خود می گویم: تک...
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب